+
نوشته شده در
2007/9/16ساعت توسط پسری از نسل آریا
|

دری باز می شود
دستی تکان می خورد
کسی می گذرد
کسی که چشم هایش
فحش نامه ی مچاله شده ایست
دستی می خشکد
دری بسته می شود
کسی می افتد
و چشم هایش
نعش ماه را به دوش می کشند

+
نوشته شده در
2007/9/14ساعت توسط پسری از نسل آریا
|